سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )
233
جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )
بماند » ، اما گروهى ديگر اين پيشنهاد را رد كردند و فرياد زدند : « نمىجنگيم مگر اينكه در يك صف ، به صورت يكپارچه باشيم ، همانطور كه خداى تعالى فرموده است : " كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ . " « 1 » سپاه ابراهيم در منطقه باخمرى شكست خورد و سپاهيان درصدد فرار برآمدند ، اما رودخانهاى كه ميان دو ديوارهء مرتفع داشت ، بين فراريان و ماندگان حايل شد و نتوانستند از آن بگذرند ، و چون ايشان گذرگاهى نديدند ، ناچار همگى بازگشتند . « 2 » طبرى روايت مىكند كه ابراهيم به گونهاى ايستاده بود كه رودخانه پشت سرشان باشد ، تا اگر سپاه شكست خورد ، « آب مانع فرارشان شود . » « 3 » چهارم : عوامل اجتماعى عامل عصبيّت هم در شكست نهضتهاى نفس زكيه و برادرش ابراهيم نقش داشت ، حال اين مىخواست عصبيت قبيلهاى باشد يا مذهبى . براى مثال ، بسيارى از قبايل به محمد پيوستند كه قبيلههاى جهينه برخى از آنان بودند و محمد آنها را بر ديگر قبايل ترجيح مىداد ، و اين موجب كينه و خشم ديگر قبايل شد . عصبيت آنان در چند جا بروز كرد . بنو سليم متعرض فكر حفر خندق شد و عيبهاى آن را شمردند ، اما بنو شجاع كه با بنى سليم رقابت داشتند ، محمد را بر حفر خندق تشويق كردند . « 4 »
--> ( 1 ) . همان / اصفهانى ، مقاتل الطالبيين ، ص 345 . متن آيه اين است : « إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذِينَ يُقاتِلُونَ فِي سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ . » ( صف : 4 ) ( 2 ) . نويسنده در اينجا دچار خلط و اشتباه شده است . متن طبرى اين گونه است : « عيسى بن موسى نقل مىكند كه : به خدا ، اى ابو العباس ! اگر پسران سليمان ( جعفر و محمد ) نبودند رسوا شده بوديم . كار خدا بود كه وقتى ياران ما هزيمت شدند به رودى رسيدند كه دو كناره مرتفع داشت كه مانع جستن آنها شد و چون گذرگاهى نيافتند همگى به تاخت بازگشتند . » طبرى ادامه مىدهد : « محمد بن اسحاق بن مهران گويد : كسانى از خاندان طلحه در باخمرى بودند كه آب به جايگاه ابراهيم و ياران وى انداختند و بندها را شكستند و صبحگاهان مردم اردوگاه وى در آب افتاده بودند . بعضى گفتهاند كه ابراهيم بود كه آب انداخت تا نبرد وى از يك سو باشد و چون هزيمت شدند آب مانع فرارشان شود . » ( ر . ك : طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 646 ) ( مترجم ) ( 3 ) . همان ، ج 6 ، ص 261 . ( 4 ) . همان ، ص 207 .